حجتالاسلام غلامرضا بهروزیلک، استاد علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، در پاسخ به پرسشی درباره زمینهها و مؤلفههای شکلگیری کودتای ۲۸ مرداد اظهار داشت: مرور تحولات جهانی پس از جنگ جهانی دوم نشان میدهد که در ایران نیز فرآیندهای آزادیخواهی و ملیگرایی شکل گرفته بود و این جریان را بهویژه در دولت دکتر محمد مصدق و همراهی آیتالله کاشانی میتوان مشاهده کرد.
وی افزود: در آن مقطع، آمریکا بهویژه به دلیل جایگاه جدیدی که پس از جنگ جهانی دوم در نظام بینالملل پیدا کرده بود، چهرهای نسبتاً مثبت در میان بسیاری از ملتها داشت. حتی دکتر محمد مصدق که در برابر مکر و توطئههای انگلیس قرار گرفته بود، به آمریکاییها بهعنوان یک نیروی نجاتبخش و قدرت سوم نگاه میکرد.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: در آن زمان، برخی نیروهای استقلالخواه و ملیگرا تصور میکردند در شرایطی که ایران از یک سو با روسها و شوروی و از سوی دیگر با انگلیس مواجه است، میتوانند روی یک نیروی سوم حساب کنند. از سوی دیگر، ملت ایران در آن مقطع تجربه استعمار مستقیم آمریکا را مانند استعمار انگلیس و روسیه نداشت و همین مسئله در شکلگیری تصویر مثبت از آمریکا مؤثر بود.
وی با اشاره به پیشینه سیاست خارجی آمریکا اظهار کرد: آمریکاییها در قرن نوزدهم عمدتاً سیاست توسعه نفوذ خود را در آمریکای لاتین دنبال میکردند. آنها در ظاهر با استعمار اروپایی، از جمله اسپانیا، مقابله میکردند، اما در عمل به تدریج جایگزین قدرتهای استعماری اروپایی در آمریکای لاتین شدند. پس از جنگ جهانی دوم، این سیاست ابعاد جهانی پیدا کرد.
آمریکا پس از جنگ جهانی دوم جایگزین قدرتهای استعماری اروپا شد
حجت الاسلام بهروزیلک با اشاره به شرایط اروپا پس از جنگ جهانی دوم گفت: اگرچه کشورهای اروپای غربی مانند انگلیس و فرانسه و متحدانشان در جنگ جهانی دوم پیروز شدند، اما این کشورها به دلیل خسارتها و تخریبهای گسترده ناشی از جنگ، با آسیبهای اقتصادی و اجتماعی جدی مواجه بودند.
وی ادامه داد: در مقابل، آمریکا که از جنگ جهانی اول به بعد در حال افزایش قدرت اقتصادی خود بود و خاک این کشور نیز تقریباً از پیامدهای مستقیم جنگ جهانی دوم مصون مانده بود، توانست از قدرت مالی و اقتصادی خود برای تثبیت جایگاهش در نظام بینالملل استفاده کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به طرح مارشال اظهار کرد: طرح مارشال یکی از ابزارهایی بود که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم برای بازسازی و تثبیت نفوذ خود در اروپا به کار گرفت. هدف این بود که کشورهای پیرامون شوروی سابق به سمت شعارهای عدالتخواهانه و کمونیستی گرایش پیدا نکنند و با استفاده از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، زمینه جذب آنها به جریانهای کمونیستی کاهش یابد.
وی افزود: همین سیاست در ابعاد مختلف به تدریج به کشورهای دیگر نیز تسری پیدا کرد و در ایران نیز شاهد اجرای مجموعهای از طرحها و اصلاحات بودیم که بعدها در قالب «انقلاب سفید شاه و مردم»، اصلاحات ارضی و طرحهایی مانند لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و سپس کاپیتولاسیون نمود پیدا کرد.
قیام ۱۵ خرداد؛ آغاز آگاهی نسبت به ماهیت سیاست آمریکا
حجت الاسلام بهروزیلک با اشاره به شکلگیری نهضت اسلامی در ایران گفت: آغاز انقلاب اسلامی و بهویژه قیام ۱۵ خرداد را باید در چارچوب مقابله با همین طرحهای آمریکایی در ایران مورد توجه قرار داد. این روند موجب شد نیروهای انقلابی به تدریج نسبت به ماهیت سیاستهای آمریکا و اهداف آن در ایران آگاه شوند.
وی بیان کرد: در واقع، در این دوره دو تصویر متفاوت از آمریکا وجود داشت؛ از یک سو تصویری که آمریکا را بهعنوان قدرتی نجاتبخش و حامی آزادیخواهی معرفی میکرد و از سوی دیگر، واقعیتی که به تدریج با اقدامات آمریکا در کشورهای مختلف و بهخصوص با عملیات آژاکس و کودتای ۲۸ مرداد آشکار شد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) خاطرنشان کرد: کودتای ۲۸ مرداد یکی از مهمترین نمونههایی بود که چهره واقعی سیاست استعماری آمریکا را برای ملت ایران آشکار کرد.
ملی شدن نفت؛ بخشی از موج جهانی استقلالخواهی
وی با اشاره به اینکه جنبش استقلالخواهی محدود به ایران نبود، گفت: آنچه در دوران دکتر مصدق اتفاق افتاد، بخشی از یک فرآیند جهانی بود. در دهههای میانی قرن بیستم، جنبشهای استقلالخواهی در نقاط مختلف جهان در حال شکلگیری بود و کشورهایی مانند هند و بعدها کشورهای دیگری در آسیا و آفریقا برای رهایی از سلطه استعمار تلاش میکردند.
حجت الاسلام بهروزیلک افزود: در ایران نیز این جریان استقلالخواهی از طریق شخصیتهای سیاسی مانند دکتر مصدق و آیتالله کاشانی دنبال شد و باید توجه داشت که جنبش ملی شدن نفت نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
وی با اشاره به سلطه انگلیس بر منابع نفتی ایران اظهار داشت: در آن مقطع، شرکت نفت ایران و انگلیس تحت سلطه انگلیسیها فعالیت میکرد و منابع نفتی کشور را در اختیار داشت. بخش قابل توجهی از منافع حاصل از فروش نفت نیز به ایران بازنمیگشت. استقلالخواهان معتقد بودند منابع ملی کشور باید توسط خود مردم ایران مدیریت شود و قدرتهای خارجی نباید در آن دخالت داشته باشند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: در این مسیر، حمایت آیتالله کاشانی از نهضت ملی شدن نفت اهمیت ویژهای داشت. اگر آیتالله کاشانی بدنه اجتماعی و مردمی را با این نهضت همراه نمیکرد و در مجلس نیز از آن حمایت نمیشد، پیروزی جنبش ملی شدن نفت با دشواری جدی مواجه بود.
کودتای ۲۸ مرداد و تغییر موازنه نفوذ خارجی در ایران
بهروزیلک در ادامه با اشاره به پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد گفت: پس از کودتا، نفوذ انگلیس در ایران به تدریج کاهش پیدا کرد و در مقابل، سلطه و نفوذ آمریکا افزایش یافت. در دهه ۴۰ شمسی نیز شاهد خروج تدریجی انگلیس از منطقه خلیج فارس بودیم.
وی به موضوع بحرین اشاره کرد و گفت: مسئله استقلال بحرین و جدایی آن از ایران نیز در همین چارچوب تاریخی قابل بررسی است. محمدرضا پهلوی در این موضوع با سیاستهای قدرتهای خارجی همراهی کرد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: باید توجه داشت که اگر بحرین همچنان بخشی از ایران باقی مانده بود، شرایط ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس امروز متفاوت بود و جایگاه ایران در منطقه نیز میتوانست شکل دیگری داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: در دوره پهلوی اینگونه نبود که از وجببهوجب خاک کشور محافظت شود؛ بلکه در مواردی تصمیمهایی اتخاذ شد که منافع ملی ایران را با چالش مواجه کرد.
نقش عوامل داخلی در اجرای کودتای ۲۸ مرداد
حجت الاسلام بهروزیلک با اشاره به نقش عوامل داخلی در کودتا گفت: در این مقطع، گروههایی از اراذل و اوباش و عناصر وابسته به رژیم پهلوی نیز در خیابانها فعال بودند. افرادی مانند شعبان جعفری و گروههایی که از بازار یا منابع دیگر تأمین مالی میشدند، با ایجاد آشوب و تجمعهای خیابانی در حمایت از شاه، بخشی از بدنه اجرایی کودتا را تشکیل میدادند.
وی افزود: در کنار این جریان، نیروهای غربگرا و غربزدهای نیز وجود داشتند که بهشدت طرفدار آمریکا بودند و اجرای طرحهای مورد نظر این کشور را دنبال میکردند. افرادی مانند دکتر علی امینی از جمله چهرههایی بودند که در این چارچوب مورد توجه قرار گرفتند.
استاد علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) اظهار کرد: فشار آمریکا بر محمدرضا پهلوی موجب شد رژیم شاه نیز در مسیر اجرای برخی اصلاحات مورد نظر آمریکا حرکت کند؛ اصلاحاتی که از جمله آنها میتوان به انقلاب سفید، اصلاحات ارضی و تغییرات سیاسی و اجتماعی اشاره کرد.
وی ادامه داد: آمریکاییها از طریق این طرحها به دنبال کاهش جذابیت جریانهای انقلابی و کمونیستی و همچنین گسترش فرهنگ غربی و سکولاریسم در ایران بودند. مجموعه این سیاستها در نهایت به یکی از زمینههای شکلگیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تبدیل شد.
استقلالخواهی در ایران ریشه در آموزههای اسلامی دارد
حجت الاسلام بهروزیلک با اشاره به مبانی دینی استقلالخواهی در ایران گفت: استقلالخواهی در ایران تنها یک جریان سیاسی و ملیگرایانه نیست، بلکه ریشههای عمیقی در آموزههای اسلامی و قرآنی دارد.
وی به قاعده نفی سبیل اشاره کرد و گفت: قرآن کریم میفرماید «وَ لَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»؛ بر اساس این آموزه، سلطه بیگانگان بر مؤمنان نفی شده است.
این استاد دانشگاه افزود: نمونه تاریخی این رویکرد را پیش از این نیز در نهضت تنباکو و فتوای میرزای شیرازی علیه امتیاز استعماری انگلیس مشاهده کردهایم. آیتالله کاشانی نیز استقلالخواهی را در چارچوب همین آموزههای اسلامی و دینی دنبال میکرد.
وی گفت: در مقطع نهضت ملی شدن نفت، جریان استقلالخواهی دینی و ملیگرایی در کنار یکدیگر قرار گرفتند، اما در ادامه و بهویژه در نتیجه تحولات سیاسی پس از کودتای ۲۸ مرداد، این دو جریان از یکدیگر فاصله گرفتند.
از کودتای ۲۸ مرداد تا تحولات معاصر
حجت الاسلام بهروزیلک با اشاره به استفاده آمریکا از عوامل نیابتی و مزدور در کشورهای مختلف اظهار کرد: قدرتهای خارجی در دورههای مختلف از ابزارهای متنوع برای پیشبرد اهداف سیاسی و استعماری خود استفاده کردهاند؛ گاهی از عوامل خیابانی و گروههای سازمانیافته و گاهی از گروههای مسلح و تروریستی.
وی افزود: این مسئله را میتوان در تحولات معاصر منطقه نیز مشاهده کرد و نمونههایی از استفاده از گروههای تروریستی و جریانهای نیابتی در راستای اهداف قدرتهای خارجی وجود داشته است.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) همچنین با اشاره به اقدامات رژیم صهیونیستی علیه ایران گفت: در سالهای اخیر نیز رژیم صهیونیستی درگیر اقداماتی مانند ترور دانشمندان، خرابکاری و عملیاتهای مختلف علیه ایران بوده است و این اقدامات نشاندهنده تداوم تلاش قدرتهای خارجی برای اثرگذاری بر تحولات داخلی ایران است.
وی در پایان گفت: آمریکاییها در مقطعی با چهرهای شبیه مجسمه آزادی و در قالب آزادیخواهی و حمایت از ملتها ظاهر شدند، اما نتیجه سیاستهای آنان در ایران، تعمیق ریشههای نفوذ و سلطه استعماری بود و کودتای ۲۸ مرداد یکی از مهمترین نمونههای تاریخی این واقعیت به شمار میرود.
انتهای پیام/










نظر شما